آیدا رفته خونه خالم باهاش ریاضی کار کنه وااااای چقد سخته نیستااااااااااا

۲ساعته که رفته دارم دق می کنم....

هی جا خالیشو نگاه می کنم کتاب زبان تاپ ناچش رو بالششه شلخته خانم بازم همه چیزو  ولو کرده

رفته.......

اااااااا الان که دارم اینور اونورو نگاه می کنم میبینم پالتوش رو صندلی ولوِ!!!!

ینی کاپشن برده؟ یوقت سردش نشــــــــــــــــــــه

یه ساعت پیش که تازه از مدرسه اومده بود داشتم نسکافه می خوردم هی گفت یه قلپ بده گفتم برو خودت درس کن ....  گفت یه ساعت دیگه که رفتم دلت واسم تنگ میشه پشیمون میشیـــــــــا....

منم غد بازی در آوردم گفتم نه تازه یه نفس راحتم می کشم !!!!

حالا مث ...... پشیمونم

من دلم آیدا میخواد..........

ینی شب باید  تنها تو اتاق بخوابم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟