عشق یعنی عاشقیت !

 بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضو ها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

عاشقانه

 

غم

در خواب ناز بودم  شبی                                      

دیدم کسی در می زند ...                                

در را گشودم روی او دیدم غم است در میزند

ای دوستان بی وفا  از غم بیاموزید وفا را

غم با آن همه بیگانگی

هر شب به من سر می زند

                           

                                                          http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/وقتی که تو دل سنگت پر از رنگ و ریاست
وقتی که ساز صداقتت همیشه بی صداستhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/وقتی یک بار نشد تا سر حرفات بمونی
نتونستی قدر عشق بی ریا رو بدونیhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم
من به خاطر خودت از تو باید جدا بشمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم
قصه ی دروغ احساستو از بر بکنمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/اگه من می خوام برم امروز و تنهات بذارم
واسه اینه که خودت رو به تماشات بذارمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/ولی من هرگز نخواستم که فراموشت کنم
مثل اسمون بی ستاره خاموشت کنمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/صدای تیک تیک ساعت میگه وقت رفتنه
لحظه جدایی و خدافظی رو گفتنهhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
 
 
 http://sweetscentoflove.blogfa.com/

عشق

عشق تنها گلی است که

بی نیازهیچ فصلی بر می آید

و شکوفا می شود
         
  
فلک جز عشق، محرابی ندارد جهان بی خاک عشق، آبی ندارد

غلام عشق شو، کاندیشه اینست همه صاحبدلان را، پیشه اینست

کسی کز عشق خالی شد، فسرده ست گرش صد جان بود، بی عشق، مرده ست

ز سوز عشق، خوشتر در جهان نیست که بی او، گل نخندید، ابر نگریست
  
              

 

گفتگو با خدا

 

                                       گفتگو با خدا

 

  

خدا گفت:پس میخوای با من صحبت کنی؟
گفتم:اگه وقت داشته باشید.
خدا لبخندی زد و گفت:وقت من ابدی هست. چه سوالاتی تو ذهنت هست که میخوای از من بپرسی؟
گفتم:چه چیزی بیش از همه شما رو در مورد انسان متعجب میکنه؟
خدا جواب داد... این که اونا از بودن در در دوران کودکی ملول میشند. عجله دارن که زودتر بزرگ بشن و بعدش هم که بزرگ شدن حسرت دوران کودکیشون رو میخورن. این که بیشتر سلامتیشون رو صرف به دست آوردن پول و ثروت میکنن و بعد هم پولشون رو خرج حفظ سلامتیشون میکنن. این که با نگرانی نسبت به آیندشون زمان حالشون رو فراموش میکنن طوری که دیگه نه تو آینده زندگی میکنن و نه تو حال. این که جوری زندگی میکنن که انگاری نمیدونن که موقعی هم فرا میرسه که همشون میمیرند و جوری هم میمیرند که انگار هرگز زنده نبوده اند.
خدا دستام رو تو دستاش گرفت و مدتی هر دوتامون ساکت موندیم.
بعد پرسیدم... به عنوان خالق انسانها میخواهید که اونا چه درسهایی از زندگی رو یاد بگیرند؟
خدا با لبخندی جوابم رو داد و گفت: یاد بگیرند که نمیشه دیگران رو مجبور به دوست داشتن خود کرد.
اما...
میتوان محبوب دیگران شد. یاد بگیرند که خوب نیست خودشون رو با دیگران مقایسه کنند.
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی و ثروت بیشتری داره بلکه کسی هست که نیاز کمتری داره.
یاد بگیرند که تو ظرف چند ثانیه میتونیم با کارامون زخمی عمیق تو دل کسائی که دوستشون داریم ایجاد کنیم و سالها هم وقت لازم خواهد بود تا اون زخم التیام پیدا کنه.
یاد بگیرند که با بخشیدن میشه بخشش رو یاد گرفت.
یاد بگیرند که کسانی نیز تو این دنیا هستند که اونا رو عمیقا دوست دارن اما بلد نیستن احساسشون رو ابراز کنند یا نشون بدن.
یاد بگیرن که میشه دو نفر به یه موضوع واحد نگاه کنند و اون رو متفاوت ببینند.
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران اونا رو ببخشند بلکه خودشون هم باید خودشون رو ببخشن.
و...
همیشه یاد بگیرن که من نیز اینجا هستم... 
                                             نویسنده: ریتا استریکلند

عشق من

                                                               عشق من

تو را از بین صدها گل جدا کردم

تو قلبم جشن عشقت رو به پا کردم

برای نقطه ی پایان تنهایی تو تنها اسمی هستی که صدا کردم

عشق من عشق من

بگو از پاکی چشمت . من و لبریز خواستن کن

با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن

اگه از مرگ باورها از آدم ها دلم سرده

نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته که یخ کرده

به كودكی گفتند :عشق چيست؟ گفت : بازی...  

به نوجوانی گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازی...

به جوانی گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت...

به پيرمردی گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر...

به عاشقی گفتند : عشق چيست؟

چيزی نگفت آهی كشيد و سخت گريست...

به گل گفتم: عشق چيست؟ گفت : از من خوشبو تره...

به پروانه گفتم: عشق چيست؟ گفت :از من زيبا تره...

از آتش پرسيدم عشق چيست؟ گفت:از من سوزانتره...

شمع پرسيدم عشق چيست ؟ گفت :از من عاشقتر...

از خودش پرسيدم عشق چيست ؟ گفت: نگاهی بيش نيستم...

اگر از شما بپرسندعشق چيست ؟شما چه می گویید؟

http://grayidea.files.wordpress.com/2007/07/baeshgh.jpg

 ديدي اي غمگين تر از من 

 بعد از آن دير آشنايي

آمدي خواندي برايم 

 قصه ي تلخ جدايي

مانده ام سر در گريبان 

 بي تو در شب هاي غمگين 

 بي تو باشد همدم من 

 ياد پيمان هاي ديرين 

 آن گل سرخي كه دادي 
 

در سكوت خانه پژمرد 

 آتش عشق و محبت 

 در خزان سينه افسرد 
 

اكنون نشسته در نگاهم 

 تصوير پر غرور چشمت 
 

يك دم نمي رود از يادم 

 چشمه هاي پر نور چشمت 

 آن گل سرخي كه دادي 

 در سكوت خانه پژمرد

ايرج جنتی عطايی

موفقـيـت

 

 نكته هايي از زبان بزرگان در رابطه با موفقـيـت :

1 * رسول خدا (ص) فرمودند : كسي كه دو روزش مساوي باشد ضرر كرده است .

2 * اگر حداكثر تلاشتان را كرده ايد حتما به موفقيت هايي هم رسيده ايد. قرار نيست همه به نهايت برسند . همه بهترين فروشنده ، بهترين بازيكن بسكتبال نخواهند شد ، با وجود اين شما هم مي توانيد يكي از بهترينها باشيد. ( مايكل جوردن )

3 * كسي كه شهامت قبول خطر را نداشته باشد در زندگي به مقصود نخواهد رسيد . ( محمد علي كلي )

 4* تنها كساني تحقير مي شوند كه بگذارند تحقيرشان كنند. ( الكس هيلي نويسنده آمريكايي )

5 * الماس حاصل فشار بيش از حد است . فشار كمتر بلور ، و كمتر از آن زغال سنگ پديد مي آورد، اگر باز هم فشار كمتر شود حاصل چيزي جز سنگواره برگها يا زنگار ساده نخواهد بود ، فشار مي تواند شما را به موجودي ارزشمند بدل كند ، موجودي شگفت انگيز، كاملا زيبا و بسيار محكم. ( مايا آنجلو شاعره و نويسنده آمريكايي )

6 * من واقعا فرمول دقيقي براي موفقيت نمي شناسم ولي فرمول شكست را به خوبي مي دانم : سعي كنيد همه را راضي نگه داريد! ( بيل كازبي از ستارگان تلوزيون )

7* تا خم نشويد كسي نمي تواند سوارتان شود . ( دكتر مارتين لوتر كيگ)

8* موفقيت خود را با موفقيت ديگران پيوند دهيد تا آنان شما را به جلو رانند و موجب حداكثر ترقي شما شوند. ( جوزف مك كلندون همكار آنتوني رابينز)

9* هر گاه ديديد كسي به موفقيت رسيده است كه شما نرسيده ايد بدانيد او كارهايي كرده است كه شما نكرده ايد . ( مالكولم ايكس مبارز مسلمان سياهپوست )

10* موفقيت هاي بزرگ نود و نه درصدش به خاطر كوشش و فقط يك در صد آن به خاطر نبوغ است . ( توماس اديسون )

11* در پشت همه موفقيت هاي فعلي من قدرتي است كه از درون من سرچشمه مي گيرد . نيرويي است كه در همه ما هست . من گمان دارم كه در درون ما بخش كوچكي از خداوند هست كه بايد كشف شود. ( ت- ترنر )  

12* مردم موفق امروز كودكان جسور ديروز بوده اند ( بنجامين ديزرائيلي)

13* از مخالفت نهراسيد زيرا فقط وقتي بادبادك مي تواند بالا رود كه با باد مخالف مواجه شود. ( وينسون چرچيل)

14* موفقيت از آن كساني نيست كه هرگز دچار ناكامي نشده اند بلكه متعلق به كساني است كه هرگز از تجديد مبارزه بيم و هراسي ندارند. ( هانري كپ)

15* پيروزي با كساني است كه پشتكار بيشتري دارند. ( ناپلئون )

16* دلي فراخ داشته باش و موفق شو ، دلي كوچك داشته باش و شكست بخور، او مي گويد : اسير احساسات شدن باعث عدم موفقيت مي شود و اسباب موفقيت است .( پرمود بترا )

 

دكتر علی شریعتی

عشق زاییده تنهایی است.... 
و تنهایی نیز زاییده عشق است
...
تنهایی بدین معنا نیست كه یك فرد بیكس باشد ....
كسی در پیرامونش نباشد
!
اگر كسی پیوندی ، كششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست!
برعكس كسی كه چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میكند...
و بعد احساس میكند كه از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛
در انبوه جمعیت نیز تنهاست ......
                                                                                                 
                                                                                                دكتر علی شریعتی

 

پگاه

پگاه 

گاهي دلم براي خودم تنگ مي شود 

واسه دختر بچه ي چند سال پيش

دخترکی با يه قلب پاک و ساده !

همون دختري که

دلش واسه بارون تنگ ميشد

به اتاقش سلام ميکرد

برای گلها قصه ميگفت

با سازش، درد دل ميکرد

با عروسکاش حرف مي زد

واسه پرنده ها شعر ميخوند

هر شب به ماه شب به خير ميگفت

به ستاره هاي آسمون دلداري مي داد

به خاطر پرپر شدن يه گل به دست باد گريه ميکرد

دلش براي تنهايي  ماهي قرمز حوضشون ميسوخت

همون دختري که فکر مي کرد خدا اونو نمي بخشه !

چون دل گنجيشکا رو شکسته ...!

چون با پنجره ي اتاقش قهر کرده

خدا اونو نمي بخشه                                                                                             

چون دل کوچيکش پر از غمه

چون چشماي روشنش پر از اشکه

خدا اونو نمي بخشه

چون از تاريکي ميترسه

باورم نميشه که من همونم !!!

خيلي از اون حال و هوا فاصله گرفتم

ميخوام همون باشم که بودم

مهربون . . . ساده . . . پاک . . . صميمي . . .

یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی                            

                             نهالی کاشت می یون باغچه ی مهربونی

   می گفت سفر که رفتم یه روزوروزگاری                      

                           این بوته ی یاس من می مونه یادگاری

هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها می   پیچید     

                             می یون کوچه باغها بوی خدا می پیچید   

اونایی که نداشتند از خوبی ها نشونه                         

                        دیدند که خوبی یاس باعث  زشتی شونه

عابری بی احساس پا گذاشت روی یاس                      

                    ساقه هاش و شکستن آدمهای نا سپاس

یاس جوون بر گرفت تکیه زدش به دیوار                   

               خواست بزنه جونه اما سر آمد بهار

گاه واژه ها برای ابراز دوست داشتن کم هستند

                             و گاه آنقدر عشق بزرگ است که در کلمات نمی گنجد  

                 
 
لحظه های دلتنگیم را می سرایم
لحظه های با تو بودن در عین بی تو بودن
لحظه های جاوید ذهنم را می گویم
لحظه ها یی که یاد تو میهمان دل شکسته ام است
می دانی چه می گویم تنها تو می دانی
می دانی دل شکسته را مرهم بودن یعنی چه
می دانی تکرار واﮋه غریب بی تو بودن یعنی چه
می دانی زخم خورده از دنیای ویران بودن یعنی چه
می دانی بین آشنا بیگانه بودن یعنی چه
تو می دانی ... تنها تو می دانی
 

 

بنام معبود عاشقان

بنام معبود عاشقان::.

   خدایا...

     تو مسئولی خداوندا مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی..

    کدامین دست جز دست تو غم ریزد به کام من

          چرا شد قرعهء محنت بنام من

               که حتی نیمه شبها اشک غم ریزم بپای تو

                                      به امید صفای تو ... به امید دوای تو ...

خدایا   عاصی و خسته به درگاه تو روو کردم

                   نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم

           دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهایی

           بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم

                                     دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهایی

                                     بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم

      خدایا  گر تو درد عاشقی را میکشیدی

                    تو هم زهر جدایی رو به تلخی میچشیدی

                     اگر چون من به مرگ آرزوها میرسیدی

       پشیمون میشدی از اینکه عشق رو آفریدی 

                                    پشیمون میشدی از اینکه عشق رو آفریدی 

      بگو هرگز سفر کردی سفر با چشم تر کردی

      کسی را بدرقه با اشک تو با خون جگر کردی

                  ز شهر آرزوهایت به ناکامی گذر کردی

                  گل امید تو پرپر به خاک رهگذر کردی

     خدایا  گر تو درد عاشقی را میکشیدی

                 تو هم زهر جدایی رو به تلخی میچشیدی

                 اگر چون من به مرگ آرزوها میرسیدی  

         پشیمون میشدی از اینکه عشق رو آفریدی

                               پشیمون میشدی از اینکه عشق رو آفریدی

 

عاشقی بد دردیه....

          

 

                                               برسنگ قبر من بنویسید خسته بود                   

                                        اهل زمین نبود نمازش شکسته بود       

                    بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود                                       

                                   تنها از این نظر که سراپا شکسته بود

                  بر سنگ قبر من بنویسید  پاک بود                                       

                                      چشمان او که دائما از اشک شسته بود   

                   بر سنگ قبر من بنویسیداین درخت                                      

                              عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود

عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
عاشقی مقدورهر عیاش نیست

 غم کشیدن صنعت نقاش نیست