التماسه دعااااااا

بچه ها ساعت۱۱امشب و شب ۲۳ دعا واسم یادتون نره هاااااا

برید اینجا میفهمید قضیه چیه.....

زویا جوون...

چیز میکنـــــــــــــــیم!!!!:دی

!من چیز میکنم تو چیز کن

!نه خیر من چیز میکنم تو چیز کن

!نه خیرم دفه قبل من چیز کردم نوبته توئه چیز کنی

!خب دفه قبل تَرِش من هم چیز کردم هم چیز کردم

!خب به من چه میخواسی دفه قبل چیز نکنی

!من نمیخواسم چیز کنم مجبورم کردن چیز کنم

!خب من نصف چیز میکنم تو نصف چیز کن بعد من نصف چیز میکنم تو نصف چیز کن

!باشه پس بدو بیا دیگه الان مامان بیدار میشه قر میزنه چرا چیز نکردین

!!!!!!!!قسمتی از مکالمه من و آیدا

چیز نوشت: چیز اول به معنای نصف کردنه لیمو ترش و چیز دوم به معنای آب گرفتن لیمو ترش

میباشد

...پ.نوشت: این مکالمه بصورته خیلی جدی و به دور از هر گونه خنده و مسخره بازی انجام شده

والـــــــــــــــــاه

 

bx6r52dc0qvoulh9bh6g.jpg         

.....

نمیدونم چرا اما هرکاری میکنم عکسای شمال آپلود نییشه

دَدر!!!!

سلام... طاعات(تاعات) ...؟؟ و عبادات قبول دوستان....

چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟

اصنش میدونین چیه خو؟؟؟؟؟

بابا تابستونه حق بدین دیگه ......

همش اینور اونورم... استفاده بهینه از تابستانه ۹۰ بازم مسافرت بودم...

ایندفه با ساغی اینا(داییم اینا) رفتم تهنا!!!

ساغی تنها بود ماشینم ک خالی چسبـــــــــــــید

برعکسه دفه پیش همش بارون میومدو هوا پاییزی بود...  عاشق شماله بارونی ام!!!

کلی عکس گرفتم هی میخوام بزارم وخ نمیشه....

دلم واسه همتون تنگیده همش میخوام تن تن آپ کنما نمیشه !!!

زنداییم عاشقه خریده ۳ بار رفتیم بازاره آستارا هر ۳ بار بازارو جارو کرد...

دیگه دفه ۳وم من و ساغی پیچیدیم لب ساحل نشتیم ....

همش ب موجا نگا میکردیم ببینیم کدوم بلن تره.....

ستایشم اونجا همش بقلم بود وای دلم واسش ی دنیا تنگید هم ساغی هم ستا

قبل رفتن از ی طرف ساغی میگف نیای دیگه اسم من و نمیاری،

از ی طرف آیدا میگف رفتی دیگه اسم من و نیار

تصمیمه سختی بود 

دیگه آیدا و راضی کردم رفتم.....

حالا بازم میام عکس هارو میزارم....

میبینی تروخدا تابستون ی آپه درس حسابی نکردم... ای بابا!!!!

   قالبو میبینین ؟؟؟؟ عاچقشم

 

  (کامنت منتخب : تقصیر من و تو نیست تقصیر دستور زبان است که بعد از من و تو او می آید نه ما)

  کامنته مریم جونه....

 

 

غمگیناکم!!!

سلام....

غمگین ناکم ۲روزه اصنشم خوب نیسم...

جدی میگم چرا میخندی..... بخداااااا

با مامانم دعوا کردم افتضا!!!

دارم ترک خونه میکنم!!!!

مث همیشه بارو بندیلم و جمیدم برم خونه مامانبزرگم فـــــــــــداش شم نفسیه واسه خودش

شاید ی هفته یا بیشتر بمونم....

خیلی داغونم دوسی جونا دعا کنین واسم...

مامانم یه آدمیه ک دوس داره بچه هاشم عقایدشون مث خودش باشه !!!!

اصن نمیسازم باهاش!!!

داره من و از جایی دور میکنه ک.........

این ۲روز تقی ب توقی میخوره اشکای من میریزه.....!!!

دیشبم ک این فیلم نابرده رنج بهونه ای شد واسه هق هق کردنام!!!!

من جابر و دوس میداشتم چرا مرد....

الهی بمیرم چه پسته غم ناکی گذاشتم واستون.... همتونو ناراحتیدم..

اما خب دوس جونام مگه نیسین شما ؟؟؟؟ خب دوس میداشتم با شما دردودل کنم دیگه!!!

میرم دیگه باید برم تهران .... فهلا....

شاید تا هفته دیگه بابای

آمده ام!!!!

سلاااااااااااااااااااام  من اومدم.....

فقط اندکی دیر

ب  خدا پی سی قاط زده بود........

خوفید؟؟؟؟؟؟؟؟ وای ک چقد دلم براتون تنگیده بود.... بیاید بقلم ماج ماج

چ خفرا؟؟؟؟؟

وای اینجا انقده بهم ریختس چرااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟ ی خونه تکونی اساسی میخواد...

 کی میاد کمک؟؟؟؟؟؟؟

خو من برم ب بروبجه های ناناسی بخفرم ک اومدم خبرارم کم کم میدم.....

فهلا.....